تبليغاتX

سلام بازدید کننده عزیز **** امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ تقدیر عشق سپری کنید **** جهت بهتر شدن وبلاگ نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را در قمست ارتباط با مدیر وبلاگ ثبت نمایید **** لطفاً در قسمت نظر سنجی وبلاگ ما را در جهت بهتر شدن وبلاگ یاری نمایید **** با تشکر **** تو رو جون هر کی دوست دارین تو هر پستی که ازش استفاده می کنین نظر هم بدین ممنون **** برای همه شما دوستان عزیز از خداوند منان آرزوی سلامتی و تندرستی را دارم تقدیر عشق


تقدیر عشق

 

 

نوشته شده در شنبه 1391/02/23ساعت 15:8 توسط تنها| |

  متن روز مادر (3)

 


متن روز مادر

مامان مهربانم، آهنگ صدایت، زیباترین ترانه زندگی‌ام، نفس هایت، تنها بهانه نفس كشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم شد. روزت مبارك.

 

 

متن روز مادر

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد. مادر عزیزم روزت مبارک

 

 

متن روز مادر

هرگز صدای مهربانت را که هر شب برایم لالائی می خواند فراموش نمی کنم، همان صدای قشنگی که حالا نیز به تمام دلتنگی هایم پاسخ می دهد و آغوش گرم و مهربانش را پناهگاه تمام دلتنگی هایم کرده است. مادر عزیزم روزت مبارک.

 

 

متن روز مادر

مادر، مادر... نمی دانم معنای این واژه را در کجا جستجو کنم؟ در زلال اشک؟ بخشندگی خورشید؟ سرسبزی بهار؟ دلنشینی نگاه لیلی؟ روزت مبارک

 

 

متن روز مادر

ای بهتر از همه کلمات! ای خواستنی تر از عشق! دوست دارم خورشید را تقدیمت کنم و ستاره ها را بالای سرت بچینم و دستهای پینه بسته ات را در دستهایم بفشارم و در نگاه خسته و زیبایت گم شوم و بگویم دوستت دارم مادر. روزت مبارک

 

 

متن روز مادر

مادر وقتی از تو حرف می زنم احساس می کنم به خدا نزدیکترم و در مقدس ترین نقطه لحظات زندگی قرار گرفته ام. وقتی نام مقدست را بر زبان می آورم بغض گلویم را می فشارد شاید این نشان عشق خالص و پاک است. روزت مبارک

 

 

متن روز مادر

مادر تو تمام شادی هایت را به من بخشیدی و غمهایت را در خود فرو ریخته ای، تا نفس دارم و بعد از مرگ نیز روحم فراموشت نخواهد کرد. ای خدای بزرگ! به من توانائی بده هرگز از پله های غرور بالا نروم و لحظات شادم را در کنارش باشم. کمک کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی ات را هرگز نلرزانم و آسمان آرزوهایش را خراب نکنم. روزت مبارک

 

 

متن روز مادر

مادر بودن سخت ترین و پرمشقت ترین کار دنیا است که تا آخر عمر هم بازنشستگی ندارد و تنها حقوقی که بابت آن طلب میکند اندکی عشق است، مادرم تورا عاشقانه دوست دارم و با تمام وجودم به تو عشق میورزم روزت مبارک باد.

 

 

متن روز مادر

گرامیداشت روز مادر، گرامیداشت فرشته ای آسمانی است که خداوند به هر انسانی در روی زمین یکی از آنها را هدیه داده است، فقط و فقط یکی که هیچ جایگزینی ندارد. فرشته مهربان زندگی من، روزت مبارک.

 

 

متن روز مادر

دنیای کودکی ام سرشار از طنین دل انگیز توست ،  تمام خاطرات کودکی ام را خط به خط با نام تو نوشته امو همیشه تورا می ستایم.

 

 

 


مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.

شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.

مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.

ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر.

تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.

... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم

نوشته شده در شنبه 1391/02/23ساعت 14:49 توسط تنها| |

عشق یعنی انتظار و انتظار

          عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

          عشق یعنی در فراقش سوختن

نوشته شده در جمعه 1391/02/22ساعت 19:38 توسط تنها| |

نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/06ساعت 19:7 توسط تنها| |

سه قطعه شعر زیبا ...

روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت

 

هر کس غصه ی اینکه چه میکرد نداشت

 

چشمه ی سادگی از لطف زمین می جوشید

 

خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت ...


سه قطعه شعر زیبا ...

در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ .....


نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی ......


برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی .....


اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی 

سه قطعه شعر زیبا ...

هر که خوبی کرد زجرش میدهند

                                               هر که زشتی کرد اجرش میدهند

باستان کاران تبانی کرده اند

                                               عشق را هم باستانی کرده اند

هرچه انسانها طلایی تر شدند

                                               عشق ها هم مومیایی تر شدند

اندک اندک عشق بازان کم شدن

                                               نسلی از بیگانگان آدم شدند

 

 

نوشته شده در جمعه 1391/02/01ساعت 0:0 توسط تنها| |

 
لحظه تحويل سال 1391 هجري شمسي به ساعت رسمي جمهوري اسلامي ايران:


ساعت 8 و 44 دقيقه و 27 ثانيه

روز سه‌شنبه 1 فروردين 1391 هجري شمسي

مطابق 27 ربيع‌الثاني 1433 هجري قمري

و 20 مارس 2012 ميلادي
 

 
نوشته شده در دوشنبه 1390/12/29ساعت 13:3 توسط تنها| |

تقدیر بود که آخر از تو جدا بیفتم

یک گوشه بی تحمل من بی صدا بیفتم

نفس نفس من از تو می خوندم عاشقانه

تو باغ سبز امید با تو زدم جوانه

من با تو خو گرفتم به این همه قشنگی

هر لحظه طرحی تازه سیاه سفید و رنگی

تو از خودت گذشتی که نگذرم من از خود

کوچ غریبت اما پایان ماجرا شد

دلسرد بودم از عشق دلتنگ و پر گلایه

با هر بهونه بی تو گم می شدم تو سایه

اما دوباره چشمات تابید و ساحري کرد

غزل غزل شکفتم وقتی که شاعري کرد

تمام من تو بودي هر چی که من نداشتم

رفتی و من به گریه جاي تو گل گذاشتم

بی تو نمی شه خندید بی تو نمی شه سر کرد

این داغ کهنه انگار تازه به من اثر کرد

اي رفته از دو دیده اي شاهکار زیبا

پیشکش به قلب پاکت عطر گلاي مینا

تقدیر بود که بی تو نفس نفس بمیرم

در حسرت رهایی کنج قفس بمیرم

نوشته شده در یکشنبه 1390/12/28ساعت 22:53 توسط تنها| |

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم

 

در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم

 

در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد وتلخت گریه کردم

 

در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که نا گاه به یاد لحظه هایی که بودی واکنون نیستی ایستادم وآرام گریه کردم

 

ولی اکنون می خندم

 

آری می خندم

 

به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را قربانی کردم

 

واقعاحيف كه............

نوشته شده در شنبه 1390/12/27ساعت 15:57 توسط تنها| |

خدایا

از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار.

نگاهی ،

یادی ،

تصویری ،

خاطره ای

 برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد

روزی چقدر عاشق بودیم



نفس می کشم نبودنت را

نیستی

هوای بوی تنت را کرده ام

می دانی

پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نیستی

آسمان بی معنیست

حتی آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

تو نیستی

و من چتر می خواهم ...

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

خودم را به هزار راه میزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند یاد آغوشت بیفتم ...

 

 



سهم من از تو چی بوده؟ پشت پا یا خنجر از پشت


تو منو دوستم نداشتی حتی قد نوک انگشت


سهم من از تو چی بوده؟ جای خالیت توی خونه


حق دارن آدما ولله که به من میگن دیوونه


نگو یه فرصت دیگه کار از این حرفا گذشته


دیگه چاره ای جز این نیست آخه کار سرنوشته


نگو یه فرصت دیگه خود من هم کم آوردم


حیف اون همه نوازش چقده غصتو خوردم


برو با خیال راحت من ازت گله ندارم


حرفشم نزن عزیزم آخه حوصله ندارم


برو با خیال راحت اینجا قلبی نشکسته


دیگه بر نگرد که اینجا کسی منتظر نشسته







یه روزی می رم


اگه من یه روز نباشم کی از عشقت می میره؟ یه روزی می رم و اون روزه که گریه ات می گیره


اگه من یه روز برم برای کی ناز می کنی روی بوم کی می شینی با کی پرواز می کنی


وقتی که قهر می کنی منتتو کی می کشه؟ اگه من یه روز نباشم سرنوشتت چی می شه؟


کی واست لا لا می گه که چشماتو هم بزاری کی می ذاره تو همش براش بهونه بیاری


با کلیدش کیه قفل اخماتو وا می کنه اون شبا که سردته کی دستاتو ها می کنه


وقت گریه سر تو رو شونه کی می ذاری به یه آغوش دیگه که آخه عادت نداری


اگه من یه روز نباشم کی از عشقت می میره؟ یه روزی می رم و اون روزه که گریه ات می گیره
 

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1390/12/27ساعت 15:55 توسط تنها| |

 

 

 

بوسیدن عروسکم هر شب به جای تو!

 

بوسیدن عروسکم هر شب به جای تو

آغوش های خالیِ از تو برای تو

دائم مرور عکس تو در پرده های راز

دلخوش شدن به چند دقیقه صدای تو

گاهی حضورت آن طرف میز کافه ای

دستم که می خورد گره در دست های تو

از کوچه های دلهره آرام رد شدن

پاهای سست من که به دنبال پای تو

دلتنگی کشنده ی پایان هفته ها

حبس نفس در آنچه نباشد هوای تو

مال تو بودن و همه ی عمر سایه وار

چون کهنه عکس تار پر از خط تای تو

حسرت برای ساده ترین اتفاق ها

حسرت برای هر که نبود آشنای تو

هر شب تصور تو در آغوش دیگری

هر روز لال تر شدن من ، بهای تو

سهم من از تو کم تر از احساس سنگ هاست!

سهم تو از من انده بی انتهای تو

باید قبول کرد که ما هم نخواستیم

چیزی جز اشتیاق من و ابتلای تو!

وقتی شکست سد صدای مرا سکوت

تنها امید من به تو بود و دعای تو

حالا رسیده میوه ی این اشتیاق تلخ

مانده ست با من و تو چه باید....خدای تو!

نوشته شده در چهارشنبه 1390/12/17ساعت 10:51 توسط تنها| |

دلم براش تنگ شده

به کی بگم خدایا؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه 1390/12/16ساعت 17:27 توسط تنها| |

بی خبر از حال هم دیگر خوابیدن چه سود؟!

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟!

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید.

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟!

گر نرفتی خانه اش تا زنده بود،

خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود؟!

گر نپرسی حال من تا زنده ام،

بعد مرگم اشک و نالیدن چه سود؟!

زنده را در زندگی قدرش بدان،

ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟!

نوشته شده در یکشنبه 1390/12/07ساعت 21:5 توسط تنها| |

رد پاهای عبورم روی نقاشی ذهنت


برگ پاییزیه زرده


برگ سرخی از خزونه


برگ صورتی درده


رنگ تابلوی نگاهم


برگی از یه فصل سرده


همه اشکه ،همه اهه


توی جاده ی غریبی


چشم خسته ام براهه


پشت واژه های رفتن


همه ی تنم سواله


که من از جنس کدوم رنگ توام ؟


واسه تصویرای ذهنت


تموم نگاه من شد


مات و محو رنگ بومت


که همیشه من اسیر و برده ی ان همه اهنگ توام

نوشته شده در یکشنبه 1390/11/23ساعت 1:12 توسط تنها| |

باید آهسته نوشت

با دل خسته نوشت

با لب بسته نوشت

گرم و پررنگ نوشت

روی هر سنگ نوشت

تا بدانند همه

تا بخوانند همه

که اگر دوست نباشد،دل نیست...

نوشته شده در شنبه 1390/11/08ساعت 15:52 توسط تنها| |

به تو نرسیدم

و باعث شدی یه چیزی رو بفهمم

بفهمم عشق یعنی چی ...

بفهمم دل کجاست !!!
 
بفهمم وقتی کسی عاشق میشه چه حالی داره ...
 
بفهمم درد عشق چیه ؟؟؟
 
حالا میدونم ...
 
میدونم عشق یعنی تشنگی...
 
عشق یعنی امیدواری به زندگی...
 
عشق یعنی اشک و زاری...
 
عشق یعنی آرزوهای محال
 
عشق یعنی خواستن و بدست نیاوردن
 
عشق یعنی دویدن و نرسیدن...
 
آره ، عشق یعنی...
 
                        «نـــــرســـیـدن»
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 20:38 توسط تنها| |

نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 20:31 توسط تنها| |

دلم گرفته تر از این نمیشود، چشمهایم خیستر از این نمیشود
تمام غمها و غصه ها در دل من جا گرفته ، میدانستم اشکهایم روزی تمام میشود
تو برای من عشق نمیشوی ، تو برایم آنچه که میخواستم نمیشوی
از همان اول هم نباید به تو دل میبستم ، میدانستم روزی تمام میشوی
تنهاتر از این نمیشوم ، یک عالمه آرزو در دلم انباشته شده ، تا ابد آرزو به دل میمانم
این تنها حسرت است که بر روی آرزوهایم نقش بسته ، نه دیگر عاشق نمیشوم
ستاره زندگی ام خاموش است ، یاد من در خاطرت فراموش است ، دیگر از این بدتر نمیشود!
تو چه کردی با سرنوشت من ، من که همیشه لبخند بر روی لبانم بود ، چه کردی با خنده های من
کاری کردی که همه را مثل تو ببینم ، هیچکس را وفادار نبینم !
حال من از این خرابتر نمیشود ، روزگار من از این بهتر نمیشود
 این من هستم که تنها مانده ام در جاده های خالی زندگی ، یک لحظه هم برنگشتی و ببینی من کجا جا مانده ام  در راه زندگی
این من هستم که عذاب میکشم و غم رهایم نمیکند ، این تو هستی که بعد از رفتنت خاطره هایت آرامم نمیکند
چرا خاطره هایت را جا گذاشتی ، چرا اینگونه مرا تنها گذاشتی ، چرا بر روی قلبم پا گذاشتی !
حال من از این بدتر نمیشود…

نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/21ساعت 16:7 توسط تنها| |

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

نوشته شده در سه شنبه 1390/10/13ساعت 21:23 توسط تنها| |


آن يار كزو خانه ي ما جاي پري بود سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود
دل گفت فروكش كنم اين شهر به بويش
بيچاره ندانست كه يارش سفري بود
  
  ######################################

هرچند دورم از تو كه دور از تو كس مباد
ليكن اميد وصل توام عن قريب هست
   
  ************************************

ميل من سوي وصال است و قصد او فراق
ترك كام خود گرفتم تا بر آيد كام دوست

  #####################################

اگرچه دوست به چيزي نميخرد مارا
به عالمي نفروشيم مويي از سر دوست

  *************************************

دارم اميد عاطفتي از جناب دوست
كردم جنايتي و اميدم به عفو اوست
دانم كه بگذرد ز سر جرم من كه او
گرچه پري وش است وليكن فرشته خوست

  ####################################

دلبرم عزم سفر كرد خدا را ياران
چه كنم با دل مجروح كه مرهم با اوست؟
   
****************************************

در مذهب ما باده حلال است وليكن
بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است
  
  ###################################

هنگام وداع تو زبس گريه كه كردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

  *************************************

رواق منظر من آشيانه ي توست
كرم نما و فرود آ كه خانه خانه ي توست

  #################################

هر ناله و فرياد كه كردم نشنيدي
پيداست نگارا كه بلند است جنابت

  *************************************

من از آن حسن روز افزون كه يوسف داشت دانستم
كه عشق از پرده عصمت برون آرد زليخارا...

  ####################################

ماه كنعاني من مسند مصرآن تو شد
وقت آن است كه بدرود كني زندان را

  **********************************

در كوي نيك نامي مارا گذر ندادند
گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را

  ####################################

چو عاشق ميشدم گفتم كه بردم گوهر مقصود
  ندانستم كه اين دريا چه موج خون فشان دارد
نوشته شده در دوشنبه 1390/10/05ساعت 21:45 توسط تنها| |

باد خواهد برد عشقی را که من دارم به تو


بعد از این یک عمر بی مهری بدهکارم به تو

 

تو همیشه در پی آزار من بودی ولی


من دلم راضی نشد یک لحظه آزارم به تو

 

راست می گویم ولی حرف مرا باور مکن


این که ممکن نیست دل را باز بسپارم به تو

 

خوب می دانم برای من کسی مثل تو نیست


خوب می دانم که روزی باز ناچارم به تو

 

می روم شاید دلت روزی گرفتارم شود


می روم... اما گرفتارم... گرفتارم به تو

نوشته شده در شنبه 1390/10/03ساعت 21:55 توسط تنها| |


:قالبساز: :بهاربیست:

 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - قالب وبلاگ